۱۳۸۱ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

يه کلمه هم از مادر عروس!!

وای اگه ايتاليا 8 سال پيش تو جام 94 اينطور می باخت ،من داغون می شدم.ولی امروز اصلا عين خيالم هم نبود.تو شرکت بچه ها رفته بودند تو آبدارخونه و اون راديوی ديزلی رو روشن کرده بودند و هر چند وقت يکبار خودشون رو بالا پايين می نداختند ،ولی من انگار نه انگار.وقتی هم که داشتم برمی گشتم خونه ،يکی از اين ماشينهای خطی آرياشهر صدای راديوش رو بلند کرده بود و ملت دورش جمع شده بودند و بازی رو تعقيب می کردند.درست همون موقع که من داشتم از کنارش در می شدم ، يهو صدای نعره چند نفر بلند شد که داشتند واسه دوستاشون کُرکُری می خوندند.بعد فهميدم که آره ،ايتاليا هم تو اين گرداب کره و ژاپن گرفتار شد.ولی شب که يه قسمتهايي از بازی شون رو ديدم، به عنوان يک ايتاليايي کلاسيک دلم کلی واسش سوخت.اين ويری عجب فرصتهايي رو از دست داد.من نمی دونم واقعا ، ولی فکر کنم که يا پای راستش مال خودش نيست يا پای چپش. ولی خودمونيم ها. اون هم خوب تو صحنه گل زدنش حال کره ای ها رو گرفت و ورزشگاه رو خفه کرد.(فکر کنم اگه تو آزادی اين کار رو می کرد،افقی برمی گشت ايتاليا).بيشتر از اين ناراحت شدم که سوتی گل دوم رو مالدينی مرتکب شد که اون بچه خوشگل کره ای (اسمش چی چی بود ؟ آن؟ مان؟ ) رو سرش بلند شد و هد زد تو گل!(آخه هر چی باشه مالدينی يه زمانهايي واسه من اسطوره بود. ) فکر کنم يکی از دلايل باخت ايتاليا اين بود که خداشون (هم از نظر قيافه و هم از نظر بازی !) ،کاناوارو تو زمين نبود. از اون صحنه ضربه آزاد کره ای ها هم خيلی خوشم اومد که همه ايتاليايي ها پريدند هوا و اون توپ رو زمينی زد و چيزی نمونده بود که توپ گل شه.

بسه ديگه ! همين مونده که من کارشناس فوتبال بشم.آخه يکی بهم بگه مگه مجبوری درباره هر چی اظهارنظر کنی ؟!

بخدا فقط می خواستم بيام باخت ايتاليا رو به عنوان يک ايتاليايي کلاسيک به همه ايتاليايي ها و به خصوص مادر بزرگشون تسليت بگم که اين همه وِر ازم استخراج شد. ولی خب منو بعد از مدتها برد به هيجانهای گذشته.