۱۳۸۱ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

عاشقانه

هزار کاکُلیِ شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

آن که می گويد دوستت می دارم

دلِ اندهگينِ شبی ست

که مهتابش را می جويد.

ای کاش عشق را

زبان سخن بود.

هزار آفتاب خندان در خرام توست.

هزار ستاره گريان

در تمنایِ من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود.

الف بامداد،ترانه های کوچک غربت

- يادته ؟!

-چی رو ؟

- هيچی بابا بی خيال ! بگير بخواب.