‏نمایش پست‌ها با برچسب موزیک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موزیک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۲۶, دوشنبه

This life needs a lullaby


"هزارتوی پن" یکی از فیلمهای محبوب منه. واسه من که با فیلمهای صرفا فانتزی به سختی ارتباط برقرار می کنم، این یک روایت موازی بی نظیر و بی نقص از واقعیت و خیاله، که به یک دختربچه اجازه می ده مسیر ناملایم و بی رحم زندگیش رو در رویا و واقعیت همزمان طی کنه. انگار به موازات این زندگی در دنیای واقعی، دنیای دیگری داشته باشی که در خیالت طی می کنی. ولی هیچیک به صورت مطلق تلخ یا شیرین نیست. اگر در دنیای واقعی به بی صفتی ناپدریت رانده شدی، به هزارتوی خیالت پناه ببری و نقشه برگشتن به دنیای قبلیت را بکشی. اگر در دنیای خیال در لابیرنت خودت به بن بست خوردی، به دنیای واقعیت برگردی و دستان نوازگشری را روی موهایت حس کنی. دنیایی که آنقدر به آن ایمان کودکانه داشته باشی که پند مادرت هم نتواند خدشه ای در آن ایجاد کند:
Ofelia! Magic does not exist. Not for you, me or anyone else
انگار یک دنیای خیالی دوست داشتنی در لابیرنت خودت داشته باشی که صرفنظر از جنگ و فاشیسم و بی رحمی و بی کسی، صرفنظر از همه برد و باخت های دنیای واقعی، تو را به جایگاه اصلیت برساند.

از همه فیلم که بگذریم، موسیقی متن برای خود شاهکار جداگانه ایست. از سری همان موزیک متن هاییست که بهترین انتخاب هستند برای نواختن هر المان از فیلم. برای نواختن معصومیت نهفته در چهره اوفلیا، برای نواختن لالایی فرشته های خیالی برای او، برای نواختن جدال ترس ها و امیدهایش، برای عصاره تمی که قرار است در ذهنت باقی بگذارند. از همانها که جاودانه می شوند. از همان تم لالایی هایی که همه در لحظات سختی و تنهایی به آن احتیاج داریم، حتی اگر از یک منبع موهومی نشات گرفته باشند.

 Long, Long Time Ago/ Javier Navarrete


Download

۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

Divenire


موسیقی آخرین طناب نامرئی پیونده دهنده من هست با زندگی. این در گذر زمان به من ثابت شده. همه علائق، همه عطش ها، همه passion ها آمدند و رفتند. ولی آهنگ هایم ماندند. برای همیشه. در مقابل هر وسوسه ای می توانم مقاومت کنم. ولی در زندگیم آهنگ هایی هستند که در همان چند ثانیه اول مرا به تسخیر در می آورند. مرا ذوب می کنند. مثل یک آواتار درون است، که حتی اگر همه علائم حیاتی در من ته کشیده باشد، می تواند از کالبدم جدا شود و به زندگی خود ادامه دهد.
این یکی از آهنگ هایی است که می تواند نوسانات زندگی مرا، از قله نشاط تا عمق دلتنگی، در خود بگنجاند.

Divenire -Ludovico Einaudi
Download

۱۳۸۸ اسفند ۴, سه‌شنبه

Thanks for Inspiration



از رسالتهای وبلاگی آدمیزاد، یکی این باشد که بنویسد از بالهای فانتزی ناملموسی که زندگی را برایش قابل زیستن می کنند. از همین شخصیتهای محبوب رمانها و فیلمهای مهم زندگیش، از تِرَک ها و خواننده های محبوبش، از خوردنیها و نوشیدنهای خواستنی اش، از نگاه ها و لبخند ها و تکیه کلامها و سکوت ها و همه بادی لنگوئیج های دوست داشتنی اش، از شهرها و خیابانها و جاده ها و بزرگراه ها و کوچه ها و همه لنداسکیپ های  مورد علاقه اش، و بالاخره هر چیزی که سیگنیچر روح سرگردانش را تشکیل می دهد، باید آن را بر جریده وبلاگش ثبت کند!
این را هم بگذاریم در کنار چیزهای دیگری که این زندگی ماشینی یا ما را از آن محروم می کند یا مجال آن را با تاخیر غیرقابل درکی به ما می دهد. که به خود بیایی و ببینی که انگار عمری گذشته است و از یکی از محبوب ترین موزیسین های زندگیت چیزی ننوشته ای. این است که برای جبران مافات اراده کنی و یک کلیپ بسازی از دردانه ترین و خاطره انگیزترین کارهای این نابغه دوست دوشتنی، یان تیرسن که دقیقا و تحلیلا با آهنگهایش می توانم متولد شوم، زندگی کنم و بمیرم!

آهنگ ها را که عمری زیسته ام، ولی انتخاب عکس ها وقت زیادی از من گرفت. انتخاب موزیک هم تا حد زیادی سلیقه ای است، ولی اگر اهل موزیک یان تیرسن هستید و فکر می کنید کار مهمی در این مجموعه فراموش شده، خوشحال خواهم شد نظرتان را بدانم. این هم لینک  دانلود فایل صوتی و تصویری برای عاصیان فیلترنت ناب محمدی!

رونوشت :
همه ایلوژن های آمیلی پالین، همه خوشبختیهای کوچکش، همه تنهایی ها، همه نقشه های خنگولانه اش، همه خجالت کشیدنهایش، موهای چتری ش، چتر قرمز گل گلیش ... ملودی بیصدای روح من در دوران خدمت ... اولین نفسهای عاشقانه مودم من، emule و ترکهای دانلود شده با سرعت 1.5 کیلو در ثانیه ... همه لبخندهای مامان، همه نگرانیهاش، همه خوشبینی هاش، همه نگاههای آروم بابا، همه بغضهای سنگینش از چند روز قبل از اومدنم ... همه پروازهای طولانی تر از 1 ساعت به ارتفاع فاک-دم-آل از سطح زندگی...موزیک کالکشنی که می شه به عنوان بهترین هدیه به کسی بدی و بعد پشیمون بشی ...صدای همه احساسات یخزده زیر نور کمرنگ ماه رو یه مسیر برفی ... گیسوان بلند خیس و وسوسه بردار-و-به-دارم-زن-از-روی-پل-پردیس ... همرقصی دامن تو با باد تا قبل از اینکه از خواب بپرم ... صدای پیانو، وقتی از جادوی دستان نوازنده اش مست می شود ... همه اونهایی که دوستشون داشتیم و ندونستند، همه اونهایی که دوستمون داشتند و ندونستیم، همه عشقهای پنهان لعنتی ...

۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

I hope you don’t understand

pinguary@flickr

اون ضرباهنگهای اولیه پیانوش  پر از شوق زندگیه، پر از عطش و تشنگیه، پر از شیطنت عاشقیه.
همه چی از اون چند ثانیه سکوت بعد از پیانوی اولش شروع می شه، که یه صدای خسته رازآلود آروم تو گوشت نجوا می کنه که : "وی آر جاست اِ مومنت این تایم، ..." و در عرض چند ثانیه به اوج می رسه، ضربه کاری رو بهت می زنه و بعد آروم فید می شه.
و تو که هنوز از شوک بیرون نیومدی، قبل از هر چی دلواپس آدمک خواستنی زندگیت می شی، به سرعت برق خودت رو می رسونی جلوی گهواره ش آرزو می کنی که خواب شیرینش آشفته نشده باشه. یه دستی می کشی رو زلفاش و آروم نجوا می کنی: I hope you don't understand


photo : pinguary@flickr

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

گفتا تو از کجایی، که آشفته می نمایی

به موقع پرگرفتی آقای نامجو، درست در روزگاری که پاتولوژیست ها مشغول مطالعه و ریشه یابی سندرم شاعری بودند، چهچهه های سوزناک موسیقی سنتی به عنوان قرص خواب آور و ساسی مانکن به عنوان قرص اکس در داروخانه ها مصرف می شد، و قبله عالم مشغول بررسی جنبه های شرعی موسیقی بودند تا آداب و مناسک تطهیر صداها و سازها را اجتهاد کنند، لابد همانند تطهیر آنجا و ماتحت به گونه خداپسند.

اینجانب علاقه شیطنت آمیزی دارم به دافعه اولیه ای که در موزیک شما نهفته است. که لذت در دسترس نیست. که خیلی وقت ها باید وقت بگذاری تا سنسور لازم برای آن ترانه خاص را تیون کنی. چیزی از جنس دافعه اولیه ای که در صدای فرهاد بود. در صدای رجینا اسپکتر است.

نمی دانید چقدر سیک شده بودیم از معشوقه شعرهای حافظ و شاملو، که انگار در هاله ای دست نیافتنی از کمال و نخوت زندانی هستند، که نه تنها از جنس شاعر بلکه انگار از جنس دنیا نیستند و جز با توسل به ادبیات ملوکانه نمی توان آنها را خطاب قرار داد. چقدر میس می کردیم روایتی اروتیک و بی رودربایستی از عشقبازی را که در آن نه از واژگان پرتکلف "حضرت دوست" یا "سردار بزرگ آرزوهای سپید من"، بلکه از "دراز کشندگان با زیرشلوار و جین خشک" استفاده شود، همه جنون و عطش نهفته در عشق بازی در کلمه "بمالامالم" هویدا شود. که طرفین همدیگر را "بیابند" و "راحت" شوند و در انتها بتوانند سیب زمینی وار همدیگر را خطاب قرار دهند که "بیا فتیله را بگذار که تا کربلا و قدس برویم همینطوری هرهرکنان و زرزر چرندگویان". براستی که "بی نظیر"ند اینها.

چه طنز اورژینالی نهفته است در شعرهایتان. چه رندانه پوزخند می زند بر همه تراژدیهای پنهان در زندگی و داستان نسل ما.
چه هنرمندانه ریتم موزیک "دیازپام 10" کند می شود وقتی می خواهد کوفته شدن پتک ماتریالیسم بر هستی ما را روایت کند: "ببین احاطه کرده‌ است عدد فکر خلق را،  این قرار عاشقانه را، عدد بده".
چه بی نظیر روایت می کنید قصه کودکی و نوجوانی ما را در "دهه شصت".  روزهایی که "دو کانال" داشتیم، یک به جنگ میرفت، از دو «واتو واتو» می آمد. روزهایی که در رویاهای بچگیمان همراه با "دختری بنام نل"، عدن ابد "پارادایس" را جستجو می کردیم. روزهایی که "یقه از فرط ایمان چرک بود". روزهای خشکه مقدسی که "شهوت" را در "حاشیه" شهر نگه داشته بوند. روزهایی که بر "باد رفتند"، روزهایی که در "یاد ماندند"
چه بی باکانه مقام معظم برتری را محبت مال می کنید در "گلادیاتورها". چه اسم با مسمایی است این "جیر پماران". چه روشنگرانه است این فتوای شما برای شعبان بی مخ های این سرزمین:"آی گلادیاتورها، شرعی ه در بیارین"
چه عاشقانه آرامی است این "گیس". چه همه آدم را شیدای آویخته شدن از آن گیس ها می کند، چه وسوسه شیرین انتحاری است برای یکی از آن روزها که دل آدم ریساریس شده است.
چه خش نابی صدایتان را گرفته در "ساربان". چه غم نابی می تراود از سازتان. چه بی خبرانه آدم را به پای آن تک درخت می رساند و ویران می کند.

آقای نامجو، ممنون بابت همه لحظه های خوبی که برای ما خلق می کنی. چه خوب است که نسل ما بالاخره خواننده ای را پیدا کرد که متعلق به خودش است. میراث گذشته های به اصطلاح طلایی نیست. خواننده ای که می توانیم آهنگهایش را داغ داغ ببلعیم و چه بسا طعم گسش را برای نسل بعد روایت کنیم. چه همه به نام شما زنجیر شده است این صدای خشدار، این چهره همیشه آرام و گیس های همیشه آشفته، این ترکیب بی نظیر "عقاید نوکانتی" و "شقایق نرماندی" در شعرها، و این یاغیگری در برابر ساختارها و دستگاههای تعریف شده شعر و موسیقی.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

من بمیرم آیا؟






Moi Lolita by Alizee Jacotey -

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

 






Le géant de papier
Didier Barbelivien
MB 2

مثل عقب نشینی مذبوحانه من می مونه از نبرد با زندگی به سنگر تنهایی. مثل اینکه اون پشت خط یه نفر هست که به محض اینکه چشمش به چشمم می افته، می فهمه چمه. رگ خوابم تو دستشه، می دونه کی باید بیاد جلو اون زخم رو قرچی تو دستش فشار بده و چرکش که بیرون رفت، صداش رو پس بندازه بگه : "همین بود قهرمان پوشالی؟!" می دونه کی می تونه جدی بحث کنه و اصل موضوع و همه حواشی رو با چند تا سوال ببره زیر رادیکال. می دونه گاهی اوقات باید دروغ های شیرین و سودمند بگه. گاهی هم که می بینه علائم حیاتیم در منطقه خیلی بحرانی بسر می برند، برمی گرده می گه : "سیگار ممنوعه عزیزم. رو تخت دراز بکش واست یه آهنگ می زارم"

۱۳۸۶ اسفند ۲۶, یکشنبه

Empty rooms, where we learn to live without love




Empty Rooms by Gary Moore -

Loneliness is your only friend.
A broken heart that just won't mend
is the price you pay.

It's hard to take when love grows old.
The days are long and the nights turn cold
when it fades away.

You hope that she will change her mind,
but the days drift on and on.
You'll never know the reason why she's gone.

You see her face in every crowd.
You hear her voice, but you're still proud,
so you turn away.

You tell yourself that you'll be strong.
But your heart tells you,
this time you're wrong.

You hope that she will change her mind,
but the days drift on and on.
You'll never know the reason why she's gone.

Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.

Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.

All alone in an empty room.
Lonliness is your only friend, hooh.
Oh, she's gone and you're at the end.

۱۳۸۴ آبان ۲۰, جمعه

 


 




...

 

۱۳۸۴ مهر ۲۷, چهارشنبه

۱۳۸۲ دی ۲, سه‌شنبه

آهنگهایی که تو این ده بیست روز بشدت رو اعصاب من راه می رفتند

Into The Night by Benny Mardonis


Download - 648k

je vie pour elle by Lara Fabian & Andrea Boccelli


Download - 414k

۱۳۸۲ آذر ۳, دوشنبه

Here I am,... Will you send me an angel?

راست میگه، من هم هنوز می تونم باهاش بمیرم. همونطور که این یه هفته اخیر خودمو باهاش خفه کردم!

۱۳۸۲ آبان ۵, دوشنبه

يافتم!
Favourite Toy by Michael Cretu -


Download - 520k

۱۳۸۲ مهر ۲۹, سه‌شنبه

نمی دونم می تونيد با اين Lyric ارتباط برقرار کنيد يا نه، ولی اگه سليقه موسيقيايی تون به اندازه يک صدم با من اشتراک داشته باشه، حتما می تونيد با آهنگش ارتباط برقرار کنيد. تا وقتی نسخه با کيفيت ترش رو گير نياوردم، سعی کنيد صدا رو تو ذهنتون شبيه سازی کنيد!


Your Favourite Toy

Only a game we used to play

Little tin soldiers after school

You had to win and I would say

"Now that I'm dead you've lost your fool"

I can hear you laughing

Wasn't I your favourite toy?

Only a life you threw away

Maybe you always played that game

Did you believe your luck would stay?

Didn't you stand too near the flame?

I can hear you laughing

I was just your favourite toy

I can hear you laughing

Wasn't I your favourite toy?

Only a feeling since you've gone

I'm not alone quite like before

If it's the game we played so long

Don't wanna lose it anymore


I can hear you laughing

I am still your favourite toy

۱۳۸۲ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

I remember the things

that used to make you mad

and i wish

I could turn back the time

and I wish ...

که اين هی بخونه و تو هی گوش بدی

و اين هی بخونه و تو هی گوش بدی

و دوباره و دوباره و تو اين دور احمقانه فقط حس می کنی

که جزئی از وجودت داره خراشيده می شه،

ولی تو ابايی ازش نداری

و اين هی بخونه و تو هی گوش بدی

و ...

و بقول باب مارلی :

"خوبی موسيقی يکيش اينه

که وقتی تو رو می زنه،

دردی احساس نمی کنی"

۱۳۸۲ مرداد ۱۶, پنجشنبه

بعضی از صداها آدمو خفه می کنه. خفه! هر چی خواستم يه چيزی درباره اين بشر بنويسم، ديدم نمی شه!

فعلا فقط می تونم بگم که قربون صدات برم.اصولا!

L'amour Existe Encore by lara fabian


Download - 420k

۱۳۸۲ مرداد ۹, پنجشنبه

٭ قابل توجه دوستانی که کلاس گوش کردن به موزيک فرانسوی رو دارند(!)،

اين Barbelivien خيلی خداست.

Elle by Barbelivien -


Download - 400k

۱۳۸۱ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه

خصوصی:

يکی از خواننده هام لطف کردند و گفتند که اون آهنگی که شعرش رو ديروز نوشته بودم ،در اصل مال استاد بنان بوده و نه مال هايده. خوب بايد بگم که شناخت من نسبت به موسيقی سنتی (حتی در حد شناخت آهنگ های خواننده ها)خيلی کمه.البته نه اينکه به موسيقی سنتی علاقه نداشته باشم.ولی زياد نمی شناشمش.به هر حال از علی ممنونم.

اصولا خيلی پيش مياد که اين آهنگهايي رو که بعضا خواننده هامون بازخونی می کنند، رو به پای اونی که آهنگ رو کش رفته بگذارم.مثلا الان هنوز نمی دونم که اون آهنگ غريبه که يک مدت پيش يک قسمت از شعرش رو آورده بودم ،در اصل مال کيه که گوگوش اونو بازخونی کرده.لازم می دونم اينو واسه اونهايي که نمی دونند بگم (به خصوص گوگوشيست ها !!!)که ايشون با وجوديکه هميشه ادعا می کردند که بعد از انقلاب به هيچ وجه نمی خوندند و حتی از خوندن در مجالس خصوصی امتناع می کردند ،اما 2 سال پيش کاشف به عمل اومد که اينطوری ها هم نبوده و هرازچندگاهی يک چشمه ای از خودشون نشون می دادند.نمومه اش همين کاستی هستش که تو يک مجلس خصوصی و با امکانات خيلی کم اونو با يک گيتاريست مبتدی و واکمن(!) پر کردند.اولين بار که يکی از دوستام اين کاست رو برام آورد،منو از کار و زندگی انداخته بود واقعا.فقط کيفيتش خيلی بد بود و من کلی جستجو کردم که يک ورژن باکيفيت ترش رو گير بيارم.من اين کاست رو به اندازه آهنگهای قديميش و بلکه بيشتر دوست دارم.به هر کدوم از دوستام هم که دادم(حتی اونايی که نسبت به گوگوش خنثی هستند!)عاشق اين کاست شدند.البته يکی از دوستام از اين کاست mp3 ساخت.ولی خب هنوز اونو زياد پخش نکرديم.شايد هم ازش بخوام که اونو بگذاره تو اين سايت که همه بتونند مستفيض شند.(درضمن اين سايت رو يک عده از بچه باحالهای دانشکده درست کردند و توش کلی چيزهای جالب از عکسهای نايابش گرفته تا بيوگرافيش و ...پيدا می شه.درضمن من بيشتر از اين نمی تونم دراين باره توضيح بدم.چون ...!)